21. آبان 1398 - 13:53   |   کد مطلب: 222700
بازی دراز1404:«ابوذر روندی» نماینده قرارگاه مرکزی خاتم الاوصیاء در سرپل ذهاب از روزهای سخت کمک به زلزله زدگان می‌گوید.

به گزارش بازی دراز، به نقل از خبرگزاری فارس-کرمانشاه: در زلزله سرپل ذهاب بسیاری بودند که آستین همت بالا زدند و به کمک مردم سرپل ذهاب شتافتند. حقیقتاً در امدادرسانی به زلزله زدگان کرمانشاه یک کار ملی و بزرگ صورت گرفت که اگر سال‌ها در خصوص آن صحبت شود شاید باز هم نتوان ابعاد کار را به درستی تبیین کرد. در این بین نیروهای جهادی هم بسیار زحمت کشیدند. از این رو با نماینده قرارگاه مرکزی خاتم الاوصیاء در سرپل ذهاب به مناسبت دومین سالگرد زلزله 21 آبان 1396 گفت‌وگویی داشتیم.

«ابوذر روندی» از مشکلات و روزهای اول خدمت رسانی صحبت کرده است. مشروح این گفت‌وگو را در زیر میخوانید.

فارس: یادتان هست که کی وارد سرپل ذهاب شدید؟

روندی: تصور اینکه چه اتفاقاتی رخ داد و اینکه چطور به مردم کمک رسانی شد کار راحتی نبود. چند ساعت پس از زلزله  به همراه تعداد انگشت شماری از دوستان به صورت خودجوش عازم سرپل ذهاب شدیم.در همان ساعت اولیه نظاره‌گر  بچه‌های ارتش بودیم که 3 یا 4 جنازه را از زیر آوارها بیرون آوردند. آنجا بود که متوجه شدم واقعا شخصا روحیه‌ی انجام برخی کارها را ندارم، خصوصا اگر آن کار خارج کردن جنازه‌ی هموطنانمان باشد.

یکراست رفتیم سراغ امام جمعه شهرستان، اما منزل و دفتر ایشان هم آسیب دیده بود و در معیت ایشان نقاطی از شهر را بازدید کردیم. یکی از اشکالات دستگاه‌های اجرایی در روز اول این بود که به علت حضور وزیر کشور، مسئولین همه ادارات دور ایشان در فرمانداری تجمع  کرده بودند و اساساً خدمات رسانی درستی در ساعات اولیه صورت نمی‌گرفت.

در این شرایط نیروهای ارتشی از شب درگیر بیرون آوردن اجساد و زخمی‌ها از زیر آوار بودند.حقیقتاً اولین نیروی پای کار  و منظم، نیروهای ارتش بودند. اینکه مردم بعدها گفتند «فقط ارتش...فقط ارتش» به دلیل همین سرعت عمل و حضور مداوم بود. اما جا دارد که عرض کنم سپاه هم در روستاها به خوبی عمل کرد.

 

فارس: گویا بخشی از کمک‌ها در آن زمان از موکب‌های اربعین بود؟

روندی:زلزله در روزهای پس از اربعین اتفاق افتاده بود، همین امر موجب شده بود که مقداری از تجهیزات و امکانات کماکان در مرز مهران باشد. برای همین، اولین کمک‌های آماده، باقیمانده تجهیزات اربعین بود که از  مهران به سرپل ذهاب آورده شد. در بدو امر دوستان ما ارتباطی با «حاج حسین یکتا» که این روزها در سامرا بود گرفته بودند و از ایشان خواسته بودند که به سرپل ذهاب بیاید. وضعیت اسکان هم اصلاً مساعد نبود. با توجه به شناخت قبلی‌ای که شخصا از قصرشیرین داشتم، به همراه حاج حسین عازم قصرشیرین شدیم و عصر روز اول، ورزشگاه آزادی «قصرشرین» را به عنوان پایگاه خدمات رسانی انتخاب نمودیم. 

از اینجا به بعد با آمدن حاج حسین و توفیق حضور به عنوان نیرو در کنار ایشان،  کار رنگ و انسجام بهتری گرفت. گروهی مسئول امر جمع آوری نیاز روستاها شدند. گروهی امورات داخلی ورزشگاه اعم از ساماندهی کمک‌های مردمی، ساماندهی نیروهای جهادی، نگهبانی و... را عهده دار شدند. تعدادمان لحظه به لحظه بیشتر می شد.

فارس: شروع کار نیروهای جهادی در سرپل ذهاب چطور بود؟

روندی: نتایج حاصل از جمع آوری داده های روستاها به ورزشگاه می‌رسید و نوع نیازمندی‌ها، میزان کشته و زخمی‌ها احصاء می شد. بصورت روزانه این نیازمندی‌ها رسانه‌ای می‌شد تا مردم بتوانند در ارسال کمک‌ها هدفمند عمل کنند.

این ابتکار باعث شد که ما در روز دوم زلزله از تعداد زیادی از روستاها و نیازهای آنها باخبر باشیم که و حتی چه اقدامی باید انجام دهیم. در آن ساعات با ارگان‌ها و نیروهای مختلفی ارتباط برقرار شد. فرمانده هوانیروز کل کشور جناب امیر قربانی یکی از آنها بود.

بسیاری از  بالگردها که از فرودگاه کرمانشاه به سمت سرپل‌ذهاب پرواز می‌کردند کمک های مردمی را به قصرشیرین می آوردند و در مسیر برگشت افراد مصدوم را به کرمانشاه بازمی‌گرداندند.

روز دوم  حدودا 100 خودروی نیسان اجاره کردیم و روحانیونی که در طول سالها، در ایام راهیان نور با آنها در ارتباط بودیم را به همراه یک راه بلد بومی، عازم روستاها می‌کردیم و نیازهای هر روز از قبیل صبحانه، نهار و شام مردم آن روستاها به دستشان رسانیده می‌شد.

یکی از مشکلات که گویا در تمامی بحران‌ها اپیدمی شده این هست که گروه‌ها با همدیگر ارتباط ندارند. این مشکل را ما نیز داشتیم. عدم ارتباط باعث می‌شد ندانیم که باید دقیقاً چه کاری انجام دهیم و بازدهی ما محدود شده بود. حدود 45 روز نیاز روستاییان اینگونه برآورده شد.

فارس: بودجه این کارها از کجا تامین شد؟

روندی: بودجه از طریق امدادهای مردمی و آستان قدس رضوی بود. اشاره کردم که حاج حسین یکتا در منطقه بودند و به دلیل مسئولیتشان در آستان همان روز اول چند میلیاردی تومانی را با مساعدت آقای رئیسی دریافت کردند. 45 روز از این ورزشگاه کمک‌ها به شهرهای سرپل ذهاب، ازگله، ثلاث و بسیاری از روستاها ارسال شد.

در نهایت با فشار فرماندار وقت به دو علت مجبور به ترک آنجا شدیم. اول اینکه طبق بررسی‌ها مردم قصرشیرین اضطراری برای گرفتن کمک نداشتند اما مطالبه بیش از حد آنها، اسباب اصطکاک شده بود. دوم اینکه فرمانداری قصد داشت برای کنترل فضای روانی، مسابقات فوتسال برگزار کند تا جو حاکم از غم فاصله بگیرد. حالا یک مشکل دیگر هم پیدا کرده بودیم. در حال خدمت رسانی بودیم اما  مکانی برای استراحت هم نداشتیم.

فارس: بعدش چه اتفاقی رخ داد؟

روندی: [باخنده] هیچی مجبور شدیم تمام آن 100دستگاه ماشین و تمام بار و بنه را جمع کنیم و راهی سرپل ذهاب شویم. یادم هست که وقتی راهی شدیم، طول ستون ماشین‌ها قریب به 10 کیلومتر شده بود. از آن روز تا ده روز بعد هم ما مکان مشخصی برای کار کردن نداشتیم. مدتی در یک مدرسه تخریبی دو طبقه در شهر سرپل ذهاب بودیم. طبقه بالا شد دفتر بنیاد کرامت امام رضا (ع) و طبقه پایین دفتر بنیاد خاتم الاوصیا. تا دو ماه این مدرسه محل اعزام و استراحت نیروهای جهادی بود. 5 پایگاه در سطح شهر احداث شد. کار این پایگاه‌ها برنامه‌های متنوعی همچون برگزاری کلاس‌های کار با کودک، آموزش خیاطی، کلاس آرایشگری، رسیدگی به خانواده‌های بی بضاعت، تهیه و توضیع شیر خشک و پوشک رایگان، رسیدگی و مراقب از  زنان باردار، ایجاد مهدکودک، ویزیت رایگان بیماران، کمک به تامین جهیزیه، ایجاد پارک بازی و... بود.

 دو ماه بعد، برای این مدرسه نیز خیر پیدا شد و ما هم از آنجا نقل مکان کردیم. اما به کجا؟ مثل زمان جنگ به ارتفاعات بازی دراز رفتیم. حدودا 3 هفته کار امداد رسانی با حدود 600 نیروی خودجوش از آنجا ادامه یافت.

*خبرگزاری فارس به دادمان رسید

بعد از این وضعیت خبرگزاری فارس به کمک ما آمد.خبری در فارس منتشر شد که نیروهای جهادی هر روز  پس از کمک به مردم 15 کیلومتر راه را تا ارتفاع بازی دراز می روند و آنجا استراحت می‌کنند اما متاسفانه رئیس آموزش و پرورش حاضر نیست که اردوگاه سرآبگرم را در مسیر خدمت رسانی در اختیار نیروهای جهادی قرار بدهد.

باور کنید بعد از انتشار این خبر، کمتر از یک هفته کلید این اردوگاه به ما تحویل داده شد.از بدو ورود به اردگاه(۹۶/۱۲/۸) با اتمام ماموریت حاج حسین یکتا در بنیاد کرامت، بنده با عنوان مسئول قرارگاه مرکزی بنیادخاتم الاوصیا در سرپل ذهاب مستقر شدم. رسالت اصلی این بنیاد سازماندهی نیروهای خود جوش مردمی در حوزه های مختلف بود.

 قراردادی 9 ماهه با آموزش و پرورش تنظیم شد تا در قبال اسکان، دیوارهای تخریبی آن را تعمیر کنیم که به دلیل حجم زیاد نیروهای جهادی ظرف 3 الی 4 روز این کار انجام و مشکل اسکان ما حل شد.

در حین خدمت رسانی، با هدف قرار گرفتن در جریان تصمیم گیری‌های کلان، به دعوت استاندار به عنوان نماینده خانواده بزرگ نیروهای مردمی، در جلسات ستاد بازسازی استانداری حاضر می‌شدم. 

پس از این 9 ماه، با حمایت استاندار، یکسال بعد هم این استقرار تمدید شد. همین جا وظیفه خودم می‌دانم که از حسن همکاری ایشان و مجموعه همکارانشان به خاطر این همراهی، حضور و حمایت در برنامه های مشترک نیروهای جهادی صمیمانه تشکر کنم.

 در این مدت  5 هزار و 500 نیروی جهادی از استان‌های فارس، بوشهر،گلستان، مازندران، سمنان، تهران، همدان و... برای کمک رسانی به ما اضافه شدند. این گروه‌ها در حوزه‌های خاصی تخصص داشتند. از قبل نیاز منطقه توسط ما شناسایی می‌شد و با توجه به نیاز منطقه، گروه های مناسب برای حل آن مشکل ها به منطقه فراخوان می شدند.این امر باعث شد که روند امدادرسانی خوب پیش برود. تامین غذا و پشتیبانی هم بابنیاد خاتم الاوصیا بود.

مدتی بعد عزیزانی چون حاج حسین آقای لادانی و سردار سعید قاسمی که برای تامین اسکان با مشکل مواجه شده بودند، نیز به این مکان دعوت کردم تا بتوانیم کار با انسجام تری را دنبال کنیم. آنها ماموریت خاص خودشان را داشتند اما در این مکان بصورت مشترک ساکن شدیم.

فارس: در این مدت اقدامات خاص نیروها چه بود؟

روندی:ما ساختار شکنی نکردیم. به سراغ بنیاد مسکن رفتیم. در کنار بنیاد مسکن و به عنوان نیروی کنار دست آنها، کار تخریب و آواربرداری را در دستور کار قرار دادیم. حجم تخریب‌ها زیاد بود؛ مسیر بسیاری از کوچه ها قابل تردد برای ماشین آلات عمرانی نبود. این امر سبب شده بود که مردم از بنیاد مسکن مطالبه کنند و بنیاد به دلیل مشکلات این چنینی و کمبود برخی ماشین آلات نتواند به خوبی مطالبات مردم را پاسخگو باشد. به مسئولین بنیاد مسکن گفتم که شما بگویید ما در سرپل ذهاب چه کنیم، آن‌ها گفتند که بیل‌های مکانیکی ما نمی‌توانند وارد کوچه‌ها بشوند، شما کار آواربرداری انجام دهید، ما هم تعداد زیادی از بچه‌ها را به این سمت بردیم و واقعا به مسئله آوربرداری کمک کردیم.

گروه‌های ما به صورت صد نفری و پنجاه نفری وارد محلات  می‌شدند و کوچه‌ها را باز می‌کردند. ساختمان‌ها را تخریب می کردند.بعد از اتمام کار با کمک بنیاد مسکن نخاله‌های ساختمانی رو جدا سازی می‌کردند و آجرهای سالم که قابل استفاده برای ساخت و ساز مجدد بود را تفکیک می‌کردند.

 به صورت جدی حضور نیروهای جهادی، بسیاری از مشکلات از این دست را حل نمود تا جایی که آواربرداری  بالغ بر 350 واحد مسکونی به صورت دستی انجام شد. خلاصه بچه‌های بسیجی و جهادی مثل زمان جنگ باز هم تخریبچی بودند [باخنده]

پس از آوار برداری، کار تعمیر منازل را آغاز نمودیم.تعداد زیاد نیروها عاملی بود تا با سرعت زیاد بتوانیم در روند تعمیر 150 منزل تعمیری نیز سهیم باشیم.

فارس: در واقع رمز اصلی بازسازی‌ها، همین تخلیه نخاله‌ها بود.

روندی: بله همینطوره. عرض کردم ما در چند ماه اول با کمک نیروهای جهادی 350 واحد را تخریب و آوار برداری کردیم.ما پشتوانه مالی دولتی نداشتیم و همه نیروها به صورت خود جوش و مردمی اعزام شده بودند.

ساخت 22 واحد مسکونی در شهر سرپل ذهاب با وام بنیاد مسکن و حمایت مالی خیرین، مشارکت در ساخت و تعمیر چندین مدرسه، برگزاری دو دوره همایش بزرگ روانشناسی با حضور اساتید ملی، مشارکت در ساخت 68 واحد مسکونی، در کنار آقا سعید قاسمی در دو روستای «گنجوره» و «گلین» از دیگر اتفاقات خوبی بود که توفیق پیگیری آنها را به عهده داشتم.

فارس: جالب‌ترین اتفاقی که در طول این دوسال در سرپل ذهاب دیدید چه بود؟

روندی: حضور رهبر انقلاب جالبترین رویداد این دوساله به نظرم بود. شاید برخی از مردم سرپل فکر می‌کردند که این شهرستان خیلی برای مسئولین مهم نیست، اما بعد از ورود حضرت آقا و بازدید ایشان از محله فولادی، روستاهای اهل سنت نشین و برخورد نزدیک با مردم، فضا خیلی مثبت شد.

صحنه‌های جالبی رقم خورد و می‌شد نشاط را در چهره خیلی از مردم دید که شخص اول کشور اینقدر ساده و بی آلایش در میان آنها حاضر شده است. با حضور ایشان وحدت بین مردم و مسئولین قوت گرفت. قدرت تحمل مصیبت زلزله، برای مردم قابل تحمل تر شد. ضمن اینکه پیگیری‌های آقا از مسئولین، پس از بازگشت از سفر، این نشاط را دو صد چندان کرده بود.

فارس:بدترین اتفاق در طول این دوسال چه بود؟ 

روندی: گاها انتقام گرفتن‌ها و برخی جناح بندی‌های سیاسی از رسانه‌ها در آن شرایط بد بحرانی نقل می‌شد که به نظرم خیلی زشت بود. برخی‌ها سعی کردند از این وضعیت برای خودشان عبایی درست کنند. در آن شرایط حرف سیاسی و رفتار سیاسی به نظرم خیلی کار ناشایست و بدی بود که صورت گرفت. مثلا اینکه گفته می‌شد حجم زیادی از قربانیان زلزله ساکن مسکن مهرهای دولت قبل بوده اند و یا حجم خرابی‌ها در منازل مسکن مهر بالا بوده که واقعا حرف‌های بی اساس بود.

فارس: سوال آخر اینکه بزرگترین مشکل در امدادرسانی را چه می‌دانید؟

روندی: در امدادرسانی هنوز بسیار بد عمل می‌کنیم، ساختار منظمی و تعریف شده‌ای برای این کار نداریم و در لحظه تصمیم می‌گیریم. هنوز ارتباط مشخصی بین ظرفیت عظیم نیروهای مردمی و سیستم مدیریت بحران کشور برقرار نیست. اگر همین نیروهای مردمی سازمان دهی شوند و در موقعیت مناسب از آن‌ها استفاده کنیم، یقینا صحنه‌های بهتری رو شاهد خواهیم بود.

لینک کوتاه:

دیدگاه شما

آخرین اخبار

پربیننده ها