1. مهر 1398 - 8:15   |   کد مطلب: 201445
بازی دراز1404 : شهرستان سرپلذهاب دردوران دفاع مقدس اولین شلیک گلوله های بعثی به کشورراتجربه وشاهد عقوبت منافقین درافول ابدیشان بود.

به گزارش بازی دراز، 

بعد از ظهر دوم مهرماه ۱۳۵۹ تانک های لشکر ۶ زرهی عراق وارد سرپلذهاب شدند، بجز شهر، ارتفاعات کوره موش، بنه دستک و قراوینه نیز در اشغال عراقی ها بود، این ارتفاعات که در ضلع شمال غربی و غرب سرپلذهاب قرار دارند از اهمیت سوق الجیشی بالایی برخوردار است.

1-233

«در روز ۲۴ مردادماه ۱۳۵۹ فرماندهان ارشد عملیاتی ارتش و سپاه در منطقه غرب و شمال غرب کشور در اتاق لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه جلسه بسیار مهمی با بنی صدر و مشاوران نظامی او داشتند.

حضور امیر سرتیپ قاسم علی ظهیرنژاد، فرمانده نیروی زمینی ارتش، برادر مرتضی رضایی، فرمانده وقت سپاه، ابوشریف، سرهنگ صیاد شیرازی، برادر محمد بروجردی، ناصر کاظمی، فرمانده سپاه پاوه، احمد متوسلیان، فرمانده سپاه مریوان و آقای آذربان، فرمانده سپاه قصر شیرین را در آن جمع به یاد می آورم.

ابتدا آقایان بروجردی و آذربان به تفصیل از تحرکات گسترده سپاه دوم ارتش عراق در امتداد نوار مرزی و گلوله باران مستمر پاسگاه های مرزی ما توسط دشمن صحبت کردند. بنی صدر و همراهان او اصلاً این گزارش ها را جدی نگرفتند. مدام به همدیگر نگاه می کردند و پوزخند می زدند. حتی یادم هست خودم به بنی صدر درباره وضعیت بحرانی منطقه سرپلذهاب گزارش مفصلی دادم.

1 (22)

به او گفتم آقای رئیس جمهور در نوار مرزی یک پاسگاه به اسم «تیله کوه» ما داریم یکی هم عراقی ها، سپاه دوم ارتش بعث در پایگاه «تیله کوه» عراق حدود ۱۵۰ دستگاه تانک را جلو کشیده اند و رو به سمت شمال دشت ذهاب آنها را آرایش داده اند ما حتی از دور با دوربین تک تک آنها را شمرده ایم. قشنگ یادم هست دور و بری های بنی صدر گفتند نه آقا! آنها تانک واقعی نیستند، ماکت تانک اند! می خندیدند و می گفتند ماکت هستند» سرپلذهاب در طول جنگ بیش از ۵۰ بار هدف آتش توپخانه و بمباران هواپیماهای ارتش عراق قرار گرفت و ۱۱۲ تن شهید و ۳۶۹ تن مجروح تقدیم انقلاب اسلامی کرد. در اثر جنگ تحمیلی ۶۵۰۰ واحد شهری ۲۱۲ روستا با ۸۰۰۰ واحد روستائی تخریب و با ۷۹۷۶ فقره خسارت کشاورزی وارد شد.

download

روزهای خستین جنگ در سرپل:

شهرستان سرپلذهاب با مساحتی بالغ بر ۱۲۷۱ کیلومتر مربع در غرب کشور و منتهی الیه شیب ارتفاعات زاگرس بر سر راه بین المللی تهران – بغداد موسوم به جاده کربلاواقع شده است. سرپلذهاب با قدمتی بالغ بر ۲۸۰۰ سال با فاصله ۶۶۵ کیلومتری از تهران، از شهرستان های مرزی باستانی و زرخیر کرمانشاه است. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، شهرستان سرپلذهاب یکی از قربانیان آشوب ضد انقلاب بود. توزیع سلاح بین عشایر و عناصر ضد انقلاب، مین گذاری در جاده ها، بمبگذاری در معابر عمومی و نا امن کردن جاده های مواصلاتی شهر برای ستون های نظامی از جمله آشوب های این منطقه بود. لشکر ۶ زرهی عراق پس از قصر شیرین به سرپلذهاب آمدند و نیروهای مدافع اسلام در ۳ گروه با نام های گردان مالک اشتر از تیپ یکم لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه، نیروهای عشایر بومی و سپاه استان همدان از جمله موانع بودند. یکم و دوم مهرماه روزهای سختی برای سرپلذهاب بود. شهر تقریباً خالی از سکنه شده بود و گلوله باران آتشبارهای عراقی تمام امکانات شهری را از بین برده بود. صبح روز بعد عراقی ها در هفت کیلومتری سرپلذهاب بودند و بعد از ظهر پشت دروازه های شهر. سرهنگ بهروز ناصحی نژاد از آن روزها روایت می کند: «مطلبی که همه را آزار می داد، این بود که شایع شده بود سرپلذهاب در حال سقوط است و پادگان ابوذر هم در خطر سقوط قرار دارد. اطلاعاتی که من داشتم، در این حد بود که تعدادی از هلی کوپترهای ما در پادگان سرپل بودند، ولی نمی دانستم آنها با دشمن نبرد کرده اند یا نه. پس از چند دقیقه که به اندازه یک سال گذشت، فرمانده گردان دستور فرمانده پایگاه مبنی بر اعزام یک تیم آتش به سرپل ابلاغ نمود.»

images (10)

سوم مهرماه ۱۳۵۹:

    سرپلذهاب در اشغال بیگانه بود. حسین همدانی فرمانده نیروهای اعزامی سپاه همدان می گوید: ما خیلی محتاط و آرام آرام خودمان را تا نزدیکی شهر سرپلذهاب جلو کشیدیم، ابتدا خیال کردیم کل شهر به دست دشمن افتاده. در مدخل شهر سرپلذهاب میدانی وجود داشت. بعد از گذر از آن میدان، انباری متعلق به کارخانه نوشابه سازی قرار گرفته بود و درست روبه روی آن انبار، ساختمان یک مدرسه واقع شده بود. ما رفتیم در اطراف آن انبار نوشابه مستقر شدیم، چون متوجه شدیم که در حوالی آن دشمن حضور ندارد. پس از استقرار چند نفر به شهر رفته و گشتی در آن زدند.

Picture 124

آن روزها پنج – شش نفر از خلبان های زبده هوانیروز در پادگان ابوذر مستقر بودند که فرماندهی واحدشان را علی اکبر قربان شیرودی و احمد کشوری به عهده داشتند. به محض این که ما اطلاعات خودمان درباره وضعیت شهر و نحوه استقرار تانک های دشمن را به او دادیم، یک جلسه توجیهی چند دقیقه ای با رفقایش گذاشت و با سه فروند کبری به سمت تانک های عراقی رفت. تانک ها عقب نشینی کردند به سه راهی قره بلاغ و تپه کوره موش.

یک ستون مکانیزه دشمن، شامل ۳۰ دستگاه نفربر زرهی و خودرو هم که داشتند با آن تانک فرار می کردند توسط شیرودی و خلبانان آن دو فروند کبری مورد هدف قرار گرفتند.

روزنامه کیهان روز ۳ مهر ۵۹ نوشت: «قوای ایران مزدوران عراقی را در مرزهای سرپلذهاب محاصره کرد. مقاومت دلیرانه نیروهای ایران در سرپلذهاب و قصر شیرین ادامه دارد. مواضع از دست رفته یکی پس از دیگری به تصرف در می آید. مهاجمان عراقی ۲۰ تانک و ۵ خودرو نظامی را در سرپلذهاب از دست دادند.» با روشن شدن هوا در روز سوم مهر ده ها تانک برای بازپس گیری منطقه می آیند. در این میان به بدنه رزمندگان اسلام افرادی اضافه می شوند که روحیه رزمندگان را ارتقا می دهند. رادمردانی چون اصغر وصالی، علی موحد دانش، غلامعلی پیچک. از طرف دیگر فرماندهان بلندپایه ارتش عراق که گذشتن از سرپلذهاب را یک هدف استراتژیک می دانستند، برای محاصره شهر ارتفاعات «بازی دراز» را تصرف کردند.

1 (23)

شهادت علی اکبر شیرودی:

    حضور نیروهای عراقی بر روی ارتفاعات «بازی دراز» یک تهدید همیشگی بود. در روز یکم اردیبهشت ماه ۱۳۶۰ عملیات دوم بازی دراز با هماهنگی ارتش و سپاه به اجرا درآمد. در این عملیات که تا روز نهم اردیبهشت ادامه یافت، نیروهای تحت فرماندهی علیرضا موحد دانش و سرگرد حسین ادیبان حماسه آفریدند، به گونه ای که شهید بهشتی در بازدید از منطقه عملیاتی گفت: به عرفا بگویید عرفان، خانقاهش «بازی دراز» است.

در این عملیات اتفاق حزن انگیزی افتاد. سرگرد حسین ادیبان و عقاب تیزپرواز آسمان غرب علی اکبر قربان شیرودی به لقاء الله پیوستند. چهار ماه بعد در تاریخ ۱۱ شهریور سال ۶۰ عملیات دوم بازی دراز آغاز شد و بالاخره عملیات مطلع الفجر در بیستم آذرماه ۶۰ در غرب سرپلذهاب صورت گرفت. در این عملیات که ۱۷ روز طول کشید، غلامعلی پیچک فرمانده واحد عملیات غرب کشور هم به شهادت رسید. شهید شیرودی جمله معروفی دارد که خوب است اینجا هم ثبت شود: در این جنگ ایمان و اعتقاد به خدا و حضرت مهدی (عج) می جنگد نه تخصص

1 (42)

منافقین و سرپلذهاب:

    تا سال ها سرپل تقریباً آرام بود تا این که روز سوم مردادماه سال ۶۷ فرماندهان عراقی و منافقین وارد سرپلذهاب شدند و بلافاصله واحدهای پیاده مکانیزه منافقین از تنگه «کل داوود» در نزدیکی سرپل حرکت خود را آغاز کردند. به اعتراف کارشناسان نظامی آتشی که آن بعد از ظهر روی گردنه پاتاق می ریخت، بی سابقه بود.

در همان روزها عملیات مرصاد شروع شد. دلاورمردان ایران در تنگه چهارزبر جاده اسلام آباد – کرمانشاه به صفوف منافقین زدند. منافقین در آن شرایط حتی نتوانستند آرایش نظامی شان را حفظ کنند. حالاتنگه پاتاق سرزمین انتقام بود. بلندی های پاتاق که چند روز قبل بر جنازه پاک شهدا می گریست، حالابه عقوبت الهی شادمان است. لشکر شکست خورده منافقین در حالی به پاتاق رسید که شیربچه های خمینی (ره) از ساعت ها قبل انتظارشان را می کشیدند. اگر تنگه پاطاق به احترام پیکرهای پاک شهدا «دروازه شهادت» لقب گرفت، در آن روز دروازه مرگ منافقین بود. سرانجام روز دهم مرداد پس از شکست سنگین منافقین، عراق تحت تاثیر شکست هایش در جبهه جنوبی و فروپاشی سازمان رزمی منافقین قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت.

aja004

سکوهای تانک :

این سکوها از مسیر کرند به سرپلذهاب ،قصرشیرین و گیلانغرب احداث شده و تانک های منهدم شده ، برروی آن ها قرار گرفته است .

دروازه ی شهادت :

 (تنگه ی پاتاق، مدخل ورودی دشت سرپلذهاب )؛ نقطه ی پدافندی مهم بین ارتفاعات دالاهو و نوح . در این مکان رزمندگان اسلام در برابر حمله ی منافقین به دفاع پرداختند.

پادگان ابوذر:

 (ضلع شرقی دشت سرپلذهاب )؛ محل استقرار رزمندگان اسلام در طی جنگ تحمیلی و نقطه مقاومت در برابرتجاوز دشمن .

و اما بازی دراز…

IMG_8909

از سرمیل که عبور می کنی و به گردنه بالاطاق می رسی، روبه رویت از راه دور ،ارتفاعات معروف و استراتژیک بازی دراز را میبینی که در روزگاری،همان اولین ماه های جنگ، شاهد حادثه آفرینی های فراوانی بوده است.این ارتفاعات رشادت های بسیاری را دیده است … روز گاری قدمگاه بهترین بندگان مخلص خداوند بوده است و وجب به وجب آن به خون پاک شهیدی آغشته است .چنانکه سید شهیدان انقلاب آیت الله بهشتی در وصف آن می گوید:<<عرفان واقعی، خانقاهش بازی دراز است.>>این ارتفاعات مسلط است بر شهر مظلومان فاتح (سر پلذهاب )،شهر استقامت و مظلومیت (قصر شیرین)و شهر مقاوم (گیلانغرب) و(نفت شهر)و…عراقی ها از همان اوایل جنگ این ارتفاعات را در دست گرفتندو با استفاده ازموقعیت همین ارتفاعات بود که راحت جاده ورودی به سرپلذهاب –پادگان ابوذر،جاده سرپلذهاب – گیلانغرب و … را با آتش توپخانه مسدود کردند،گذشته از این،به وسیله این موقعیت میشد پرواز هواپیماها رو هم کنترل کرد در واقع کلید یا چشم منطقه اینجا بود.این ارتفاعات به اندازه ای مهم بود که با دستور شخص صدام بالای آن را اسفالت کردند و نیروهای زبده ای را برای محافظت از آن گماشته بود.او همچنین مغرورانه گفته بود:<<اگر ایرانی ها این ارتفاعات را پس بگیرند کلید بغداد را هم بهشان می دهم.>> شیارهای بازی دراز مشهد بهترین و گمنام ترین سربازان حضرت روح الله (ره)گردید،چون این ارتفاعات و تنگه ها بارها بین نیروهای خودی و متجاوزین دست به دست شدخیلی از مظلومین فاتح هنوز گمنام و دور از دیدگان ما مانده اندو زیر خاک ها نظاره گر اعمال ما هستند!

Picture 029 IMG_8915 Picture 026

عملیات بازی دراز در تاریخ1360/2/2 آغاز شد و به مدت ۸ روز طول کشیدکه دلاوری های رزمندگان و سردارنی همچون محمد بروجردی، علی اکبر شیرودی، موحد دانش ، کشوری ،محسن چیریک،اصغر وصالی،غلامعلی پیچک، حاج بابا،محسن وزوایی، مهدی خندان و… ۵۴دستگاه تانک و نفربر و ۳فروند هواپیما ،۲فروند هلی کوپتر،۲دستگاه ادوات مهندسی منهدم و ۱۵۰۰نفر کشته و زخمی و ۷۰۰نفر عراقی اسیر شدند و ۱۲ دستگاه تانک و نفربر و۵دستگاه ادوات مهندسی به غنیمت گرفته شد .

Picture 008

IMG_8910

download (3)

images (3)

images (1)

download (2)

1 (22)

IMG_0122

لینک کوتاه:

دیدگاه شما

آخرین اخبار

پربیننده ها