15. فروردين 1395 - 10:05   |   کد مطلب: 193444
بخشی از دلنوشته جانباز مدافع حرم کربلایی حبیب عبداللهی...."

به گزارش بازی دراز، به نقل از وبلاگ رهروان ولایت- سرپلذهاب

 


بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوندی که انسان را آفرید
و امانتی که آسمان را توان تحملش نبود، روی دوش انسان قرار داد...
قصه ی مدافعان را شنیده ای؟؟
دوباره حال و هوای شهر ها بارانیست
انگار هرگز از این خاک نباید برود خون شهید
و در عالم رازیست که جز با خون فاش نمیشود...
دنیا دنیای درد و زخم هاست
و مرد میخواهد این راه
دنیا دنیای مسابقه شده است...
و هی دارند از هم سبقت میگیرند انسانها...
نکند که جا بمانند
نکند که چشمان منتظر خدا، ناامید شود؟
سبقت میجویند که...
.
.
و در واژگان ذهنی انسانها لغتی جدید اختراع شد: جانباز مدافع حرم
بازگشتند به وطن اما قلبشان جا ماند... رفیقت که در آغوشت جان دهد تو هم هزار تکه میشوی...
.
بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلًا﴿۲۳﴾سوره احزاب
.
.
"وقتـــی قرار شد تو برویی و من بمانم ،
باید با هـــرچه غیــــر ِ شهادت است
وداع کـــرد ...
دلــــم تنگ است...."
بخشی از دلنوشته جانباز مدافع حرم کربلایی حبیب عبداللهی ...."
لینک کوتاه:

دیدگاه شما

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

آخرین اخبار

پربیننده ها